NeoPedia

چالش های پژوهش های علوم انسانی در کشور

چالش های پژوهش های علوم انسانی در کشور

معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به اینکه باتوجه به سطوح سه گانه از چالش ها و برای حل چالش های موجود در عرصه ی پژوهش های علوم انسانی در ایران، نمی توان یک نسخه تک بعدی ارائه داد، اظهار داشت:  ما به یک بسته و «راه حل» چندسطحی نیاز داریم، بسته ای که بتواند برای هرکدام از این سطوح و لایه ها راهکار ویژه ای داشته باشد.



به گزارش نئوپدیا به نقل از ایسنا، دکتر یحیی فوزی درباب مشکلات و مسائل ریشه ای پژوهش های علوم انسانی و راهکار آنها در کشور، اظهار داشت: مسائل در رابطه با پژوهش در کشور و پژوهشگاه علوم انسانی را می توانیم درسه سطح مورد بحث قرار دهیم. سطح اول، مسائل در رابطه با کارگزاران پژوهش است، یعنی مسائل در رابطه با پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی و کارشناسان پژوهش که سربازان خط مقدم پژوهش در کشورند و نقش کلیدی را در پیشبرد کیفیت و کمیت پژوهش به عهده دارند. سطح دوم، سطح ساختارها و نُرم ها (ضوابط) و بخشنامه های پژوهشی ست که ریل و مسیر پژوهش و جهت گیری ها را تعیین و هدایت می کنند. سطح سوم، گفتمان ها و رویکردهاست که نوع نگرش به بنیادهای پژوهش را مشخص می کنند.

وی با اشاره به چالش هایی که در این سطوح وجود دارد، عنوان کرد: اگر ما بخواهیم چالش ها در هر حوزه از سطوح سه گانه ی مذکور را بیان نماییم، در سطح کارگزاران مسائلی وجود دارد که می توانند در نوع پژوهش کشور اثرگذار باشند. ازجمله می توان به تعدادی از آنها اشاره کرد؛ بطورمثال بحث انگیزه و علاقه پژوهشگر یکی از مباحث مهم در این ارتباط است و کیفیت و خروجی یک اثر ارتباط تنگاتنگی با علایق و انگیزه های شخصی محقق دارد. اگر پژوهشگری علاقه و انگیزه ی لازم برای پژوهش نداشته باشد، نمی تواند اثر موفق یا کار باکیفیتی تولید نماید. همین طور پژوهشگر، علاوه بر دارا بودن انگیزه ی لازم، نیازمند توانمندی و مهارت های کافی برای پیشبرد کار پژوهشی خود است. در این ارتباط، آشنایی و توان بهره مندی لازم و کاربست روش های مناسب در پژوهش از اهمیت خاص برخوردار است، برای اینکه اصولاً پژوهش بدون «روش»، پژوهش نیست، بلکه نوعی تدوین یا گردآوری است.

پژوهشگر باید بتواند با خیال آسوده و بدون دغدغه اقتصادی و معیشتی در فضایی آرام کار کند

فوزی افزود: نکته مهم بعدی لزوم آشنایی و ارتباط پژوهشگر با مسائل، مشکلات و چالش های جامعه ی خود است. پژوهشگر باید بتواند مسئله شناسی مناسبی در پژوهش داشته باشد و پژوهش او در امتداد حل یا تبیین درست یک مسئله ی معرفتی یا کاربردی باشد و همین طور بتواند بیان کند که پژوهش او چه مشکلی را حل می کند و با چه نوع سیاستگذاری ارتباط دارد؟ درواقع رابطه ی پژوهش با جامعه و ذی نفعان، بحث مهمی است. چالش دیگری که بر کارایی کارگزاران پژوهش موثر است، دغدغه های برهم زننده ی آرامش روانی پژوهشگران است. پژوهشگر باید بتواند با خیال آسوده و بدون دغدغه ی اقتصادی و معیشتی درفضایی آرام کار کند؛ این دست مشکلات پژوهشگران، بر روند و ثمره ی پژوهش آنها تأثیر منفی می گذارد. محیط آرام و شرایط مناسب اقتصادی می تواند کیفیت و کمیت پژوهش را ارتقاء دهد. موضوع دیگر «استفاده بهینه از توانمندی های محققان» و قرار گرفتن آنها در جایگاه مناسب و در رابطه با تخصص آن هاست. اگر توانمندی های محقق شناخته شود و در جای مناسبی به کار گرفته شود، بر کیفیت پژوهشش بسیار اثرگذار خواهد بود.

وی اضافه کرد: مورد دیگری که می توان به آن اشاره نمود، کارهای مشترک و گروهی پژوهشی در علوم انسانی است که موجب تعامل فکری بین نیروهای با تجربه تر و نیروهای جدید می شود؛ دراین زمینه کارهای ما از قوت لازم برخوردار نیست. در بعضی موارد «پراکنده کاری و انجام کارهای تکراری» هم ازجمله بحث ها و چالش هایی ست که در سطح کارگزاری پژوهش مطرح است.

ضرورت توجه به ریل گذاری و هدایت پژوهش ها

معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره عوامل مؤثر بر پژوهش در سطح «سازمان و ساختارها و بخشنامه های پژوهشی» که ریل حرکت کارگزاران را شکل داده، اظهار داشت: برای نمونه می توان به بحث ترفیع، ارتقاء، بخشنامه های پژوهشی و بخشنامه های جذب استاد و دانشجو و... اشاره نمود که همگی به سطح دوم مسائل مربوط به پژوهش بازمی گردد. نحوه ی تدوین بخشنامه ها و تنظیم ضوابط، کاملاً می تواند پژوهش و پژوهشگران را در راه خاص هدایت و تعیین کند تحقیقات باید به چه سمت وسویی بروند و پژوهشگر برای ترفیع و ارتقاء باید چه اقداماتی انجام دهد. درواقع، بخشنامه ها کار هدایت پژوهش را انجام می دهند و اگر خوب نوشته نشوند، کمیت و کیفیت پژوهش و در نهایت، دستیابی به اهداف کلان در پژوهش های علوم انسانی با مشکلات مختلفی مواجه می شود. به نظر می آید قسمتی از چالش های علوم انسانی مربوط به همین بخشنامه ها و ضوابط (نُرم ها) و قواعد است که ساختارها در نگارش این قواعد و ریل گذاری های مذکور نقش اساسی دارند.

وی عنوان کرد: سطح سوم، سطح گفتمان ها و رویکردهاست که لایه زیرین پژوهش را می توانیم در این سطح ببینیم. نوع پاسخ به سؤالاتی همچون تحقیقات در علوم انسانی با چه هدفی باید انجام گیرد؟ ماهیت پژوهش های علوم انسانی چیست؟ رابطه ی نظر و عمل در علوم انسانی چگونه است؟ آیا پژوهش علوم انسانی فقط معطوف به توسعه معرفت است؟ کاربردی سازی و تجاری سازی چه جایگاهی در علوم انسانی دارد؟ نوع رابطه ی ارزش ها با علوم انسانی چگونه است؟ و سؤالاتی از این قبیل را می توان سؤالات در رابطه با لایه ی گفتمانی چالش های علوم انسانی دید.

فوزی اضافه کرد: دراین زمینه دیدگاه های مختلفی در کشور وجود دارد و درواقع هنوز این بحث های چالشی مطرح است و انتظارات متفاوتی از علوم انسانی وجود دارد و درواقع اگر در حوزه ی این رویکردها به اجماع کاملی نرسیم، این چالش ها، اثرات و نتایج خودرا در پژوهش خواهند داشت، پس ارائه ی تعریف درست از انتظارات از علوم انسانی یا نوع ارتباط علوم انسانی با علوم دیگر خیلی مهم می باشد. یکی از بحث های مهم، رابطه ی «دانش» و «ارزش» و نحوه ی پیوندزدن میان آن هاست. اینها مطالبی هستند که در گفتمان و رویکرد «پژوهش ها» مهم و مؤثرند و باید به بحث گذاشته شوند تا بتوان به اجماع نظری بین الاذهانی رسید.

نمی توان برای چالش های عرصه پژوهش های علوم انسانی، نسخه تک بعدی ارائه داد

معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه باتوجه به این سطوح سه گانه از چالش ها و برای حل چالش های موجود در عرصه ی پژوهش های علوم انسانی در ایران، نمی توان یک نسخه تک بعدی ارائه داد، اظهار داشت: ما به یک بسته و «راه حل» چندسطحی نیاز داریم، بسته ای که بتواند برای هرکدام از این سطوح و لایه ها راهکار ویژه ای داشته باشد. ما نیازمند راهکارهای کوتاه مدت در عرصه ی کارگزاری و راهکارهای میان مدت برای سطح دوم هستیم و در طولانی مدت درباب رویکردها و گفتمان ها نیز باید راهکار ارائه کرد، تا بتوان با کمک این بسته ی راهبردی جامع، راهکارهایی واقع بینانه برای حل چالش ها در هرسه سطح ارائه داد و پژوهش های علوم انسانی را از نظر کمی وکیفی ارتقاء داد.

مشکلات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

فوزی درباب مشکلات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اظهار داشت: ما برای ارتقای پژوهش در پژوهشگاه، مشکلات را درچهار سطح طبقه بندی کرده و درحال تدوین راهکارهای مناسب برای هر حوزه هستیم. نخستین حوزه، حوزه ی تولید پژوهش است که پژوهشکده ها و گروههای پژوهشی و پژوهشگران متولی آن هستند. تا حالا نیز در پژوهشگاه کارهای ارزشمندی انجام شده است، اما نیاز است تا برنامه محوری پژوهش در پژوهشکده ها و گروه ها معطوف به ماموریت کلان پژوهشگاه و اسناد بالادستی کشور تقویت شود و هر گروه تخصصی برنامه مشخص و هدفمندی داشته باشد و جایگاه پژوهش های هر عضو هیأت علمی در برنامه ی گروه کاملاً مشخص باشد تا اعضای یک گروه بتوانند در کنار هم در امتداد پیشبرد ماموریت و اهداف کلان پژوهشگاه و اسناد بالادستی و نیازهای کشور پیش بروند و پژوهشگاه علوم انسانی بتواند تأثیرگذاری ملی خودرا داشته باشد.

وی تشریح کرد: در حقیقت، هر گروه علمی باید معین کند طبق اسناد بالادستی به دنبال چه اهدافی است و چه برند و پروژه ی فکری را دنبال می کند. بحث استفاده بهینه از توانمندی هرعضو هیأت علمی و پتانسیل پژوهشگران و کارشناسان پژوهشی و نیروهای موجود نیز باید مورد توجه قرار گیرد. اقدام مهم دیگر ساماندهی کارشناسان پژوهش و ارتباط بین کارشناسان و پژوهشگران داخل پژوهشکده هاست و همه ی این ها به رشد تولید و کیفیت پژوهش خدمت می کنند. افزایش دستاوردهای پژوهشی و تولید محصولات جدید و داشتن تنوع محصولات پژوهشی نیز همچون موارد دیگر دراین زمینه است که می توان در زمینه ی تقویت «تولید پژوهش» به آن اشاره نمود.

ستاد پشتیبانی پژوهش باید چابک باشد

وی درباره چالش های سطح دوم در سازمان اظهار داشت: ستاد پشتیبانی پژوهش در پژوهشگاه باید کاملاً چابک باشد و بخش های دیگر، به ویژه «اداری و مالی» پژوهشگاه باید کمک کننده و تسهیل کننده پژوهش باشند و نوعی همسویی بین سازمان پژوهش و بخش های دیگر پشتیبانی پژوهش به وجود بیاید.

معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به چالش های سطح سوم یا خدمات پژوهش، عنوان کرد: برای این سطح برنامه هایی تنظیم شده است؛ بطورمثال کتابخانه باید به روز شود و کتابخانه ی دیجیتال شکل بگیرد. وضعیت انتشارات و کیفیت منشورات نیز لازم است ارتقاء پیدا کند و روند توزیع آثار بهبود یابد. نشریات پژوهشگاه - حدود ۲۴ نشریه ی علمی_پژوهشی با ظرفیت خوبی داریم- باید با ماموریت پژوهشگاه همراه شوند و ارتباط بیشتری با پژوهشکده ها داشته باشند. درواقع نشریات باید ابزاری برای پیشبرد برنامه ی جامع گروه ها و پژوهشکده ها باشند و اعضای هیأت علمی پژوهشگاه نقش بیشتری در آنها داشته باشند. در مجموع، نشریات پژوهشگاه باید ساماندهی شوند تا از ظرفیت نشریات استفاده ی بیشتری شود. همین طور برای بهره مندی هرچه بیشتر پژوهشگران و دانشجویان، لازم است که در مراکز و بانکهای اطلاعاتی بیشتری عضو شویم.

باید بین آموزش و پژوهش توازن برقرار شود

وی افزود: در نهایت، عرصه ی «آموزش» قرار دارد که باید توازنی بین آموزش و پژوهش در پژوهشکده ها و بخش های آموزش برقرار شود و این بخش ها با یکدیگر تعامل داشته باشند. بنابراین، تقویت آموزش در کنار پژوهش یکی از سیاست های ماست که باید دنبال شود. بحث بعدی، ساماندهی پژوهش های دانشجویی است که ما ظرفیت بالایی دراین زمینه داریم، رساله های دکتری هرکدام یک پژوهش علمی و روشمند است که اگر خوب مدیریت شوند، می توانند به پژوهش های فاخر تبدیل شوند. ما در پژوهشگاه بیش از ۱۴۰ دانشجوی دکتری داریم که اگر در قالب مسئله محور و بصورت روشمند و خوب هدایت شوند؛ می توانند به ارتقاء معرفتی و تأثیرگذاری علوم انسانی کمک کنند. بنابراین، امیدوار هستم با برنامه ها و طرح هایی که برای چهار حوزه ی تولید پژوهش، سازمان پژوهش، خدمات پژوهش و بخش آموزش داریم، بتوان به ارتقاء جایگاه پژوهش در پژوهشگاه و ارتقاء علوم انسانی در کشور کمک کرد.

فوزی در پاسخ به سوالی درباره چگونگی ارتقای تاثیرگذاری پژوهش های علوم انسانی در جامعه، اظهار داشت: امروزه اثربخشی علم، بحث مهمی در جهان است و فاکتورهای مختلفی هم برای اثربخشی علم معرفی می کنند. اثربخشی علم می تواند درون سازمانی یا برون سازمانی باشد. برخی با تعداد مقالاتی که از یک پژوهش استخراج شده یا تعداد استنادات و برون داده های پژوهش، می گویند اثرگذاری فلان پژوهش زیاد بوده است یا وقتی از یک پژوهش، کتابی چاپ یا کارگاهی با آن موضوع برگزار شود، نشان میدهد که این اثر تأثیرگذار بوده است. هر چه ارجاعات به یک پژوهش بیشتر باشد، نشان میدهد که آن اثر برای جامعه اهمیت بیشتری دارد. بطورمثال اگر از دستاوردهای یک پژوهش، فیلم و کارهای هنری و آثار دیگر بسازند و کارگاه تشکیل دهند یا جذب بودجه و حمایت های مالی بیشتر از یک پژوهش شود، نشان میدهد که این اثر از اهمیت بیشتر و تأثیرگذاری بالاتری برخوردار می باشد. همچنین، شرکت و دریافت جایزه از جشنواره های مختلف، همگی ثابت می کند که نتیجه ی آن پژوهش با اقبال بیشتری از جانب نخبگان روبه رو شده است.

نباید توقع داشت اثرگذاری همه تحقیقات در کشور، یکسان باشد

وی تشریح کرد: اثربخشی یک پژوهش اصولاً در زمینه های مختلف، تعریف خاصی دارد. اثربخشی درحوزه ی اقتصاد، حوزه ی سیاست و... هر کدام تعریف خاصی دارند. اگر یک پژوهش بتواند بر افکار، نگرش و رفتار افراد تأثیر بگذارد، یعنی این اثر موفق بوده است. بررسی اینکه یک اثر تا چه حد در زمینه ی سیاستگذاری بر توسعه سیاستی و سیاست های کلان کشور تأثیرگذار است یا تا چه میزان می تواند ذهنیت سیاست گذاران را در موضوعی خاص تغییر دهد، هر کدام می توانند شاخص هایی داشته باشند. بدین سبب برخی تحقیقات درون دانشگاه یا پژوهشگاه اثرگذار هستند، اما برخی در عرصه ی سیاست، اجتماع و فرهنگ و با ابعاد مختلفی تأثیر می گذارند. اثربخشی ممکنست در زمینه ی تقویت معرفت، تقویت رفتار خاص، ایجاد یک فناوری یا ارائه ی یک سفارش ی سیاستی باشد که این موارد همگی به ماهیت اثر برمی گردد و ما نمی توانیم توقع داشته باشیم همه ی تحقیقات در کشور تأثیرگذاری مشابهی داشته باشند، بلکه باتوجه به ماهیت حوزه های مختلف علوم انسانی باید انتظارات مختلفی از تحقیقات داشت. بدین سبب می بایست اثربخشی آثار پژوهشی بصورت موردی بررسی شود و حیطه و انتظار ما از اثر، از همان ابتدا و دربرنامه پژوهشی محقق، مشخص و از محقق خواسته شود در آن حوزه پژوهش دستاوردهای اثرگذار خودرا پیش ببرد و متناسب با خاصیت های هر حوزه انتظار از تأثیرگذاری دستاوردهای پژوهشی درهر پژوهش را تعریف کرد.

دو رویکرد موجود درباب کاربردی سازی و تجاری سازی علوم انسانی

معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره کاربردی سازی علوم انسانی، اظهار داشت: بحث کاربردی سازی نیز یک بحث چالشی است و دیدگاه های مختلفی در این زمینه وجود دارد. برخی معتقدند، علوم انسانی علمی است با تأثیرات طولانی مدت و با ماهیت فرهنگی و علوم انسانی فقط برای «امور» بسترسازی و عمدتا تصمیم سازی می کند؛ لذا، رویکرد کاربردی سازی و تجاری سازی در علوم انسانی مدلول ندارد یا خیلی کم رنگ است. اما برخی معتقدند، علوم انسانی یک «علم» است و علم به دنبال حل مسئله و ارائه ی راهبرد و حتی ثروت است. ظاهراً این دو رویکرد گرفتار نوعی افراط و تفریط هستند و به نظر می آید تعریف مضیق از کاربردی سازی سبب این مباحث شده است و اگر تعریف وسیع تری از کاربردی سازی ارائه نماییم، می توانیم بین این رویکرد های متفاوت جمع نماییم. به عبارت دیگر، اگر هدف علم را معرفت افزایی، کشف و تبیین واقعیت یا تغییر در واقعیت و ارائه راهبرد برای حل مسئله بمنظور بهبود زندگی بشر بدانیم درآن صورت می توان از طیف کاربردی سازی با کاربردهای مختلف نظری و عملی سخن اظهار داشت که معطوف به نافع بودن علم است و این نفع می تواند هم در زمینه ی نظری و ارتقاء معرفتی و هم در زمینه ی عملی و حل مسئله اتفاق بیفتد. پس در تحقیقات از سه نوع پژوهش نظری، پژوهش توسعه ای و پژوهش کاربردی سخن به میان می آید که هرسه به دنبال نوعی کاربردی سازی به مفهوم عام آن هستند. حتی می توان بر طبق این تعریف موسع از کاربردی سازی، سیاستگذاری و اجرای کاربردی سازی درعلوم انسانی را دنبال کرد.

بنابر اعلام روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، او در آخر عنوان کرد: امیدوار هستم با کمک و همفکری اعضای هیأت علمی و فرهیخته ی پژوهشگاه، امر پژوهش را ارتقاء بخشیم و بتوانیم با ایجاد محیطی توأم با نشاط علمی و همراه با امکانات لازم پژوهشی، شرایط مناسب را برای فعالیت پژوهشگران فعال و فرهیخته ی پژوهشگاه فراهم نماییم و این مرکز علمی و پژوهشی را به جایگاه واقعی اش برسانیم تا پژوهشگاه بتواند بعنوان یک مرکز مهم و بزرگ پژوهشی در کشور، در امتداد پیشبرد ماموریت خود و اسناد بالادستی و پیشرفت ایران اسلامی از اثربخشی لازم برخوردار شود و نقش علوم انسانی را در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های کلان و حل مشکلات جامعه ارتقاء دهد.




1400/09/12
11:41:25
5.0 / 5
290
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۱
NeoPedia