انسداد تنگه هرمز و شوک به استخراج فلزات لطمه به ستون فقرات فناوری
به گزارش نئوپدیا، انسداد تنگه هرمز صرفا یک بحران انرژی نیست، بلکه نوعی شوک ساختاری به کل معماری اقتصاد جهانی شمرده می شود.
به گزارش نئوپدیا به نقل از مهر، در حالی که ایران با سودجستن از اهرم ژئوپلیتیک خود این گذرگاه حیاتی را مسدود کرده، زنجیره هایی به مراتب پیچیده تر از نفت و گاز، از مواد معدنی حیاتی و صنایع دفاعی تا زیرساخت های دیجیتال و امنیت غذایی مبتلا به اختلال شده اند.
در کانون این اختلال، زنجیره تامین گوگرد و اسید سولفوریک قرار دارد؛ ماده ای که نقش حیاتی در استخراج اقتصادی فلزاتی مانند نیکل، کبالت، لیتیوم و مس ایفا می کند. این فلزات، ستون فقرات تکنولوژی های جدید همچون باتری ها، زیرساخت های برقی و تجهیزات نظامی هستند. با انسداد مسیرهای انتقال این مواد از غرب آسیا، کشورهایی مانند اندونزی جمهوری دموکراتیک کنگو و چین که به این زنجیره وابسته هستند، با اختلالات جدی در تولید مواجه گشته اند. ماهیت شیمیایی این مواد نیز امکان جایگزینی سریع یا انتقال آسان را محدود کرده و هزینه های بیمه و حمل و نقل را به شکل تصاعدی افزایش داده است.
در یک هم پوشانی قابل توجه، همین مواد معدنی که حال در اثر انسداد تنگه هرمز گرفتار کمبود شده اند، در تولید و نگهداری تسلیحات نظامی نیز نقش کلیدی دارند. این واقعیت نشان داده است که جنگ، بطور همزمان هم مصرف کننده و هم مختل کننده زنجیره تامین خود است.
گزارش ها حاکی از آنست که پنتاگون قبل از شروع عملیات، از شرکتهای معدنی داخلی درخواست افزایش تولید ۱۳ ماده معدنی حیاتی را مطرح کرده بود؛ امری که نشانه پیشبینی این گلوگاه راهبردی شمرده می شود. با این وجود، تدابیر اتخاذ شده چندان موفق نبوده است.
ابعاد بحران به حوزه فناوری های پیشرفته نیز کشیده شده است. موادی مانند هلیوم، برم و بوکسیت که بخش قابل توجهی از آنها در غرب آسیا تولید می شود، در ساخت نیمه هادی ها و عملکرد مراکز داده نقش حیاتی دارند. مجتمع صنعتی رأس لفان در قطر که حدود یک سوم هلیوم جهان را تولید می کند، در پی حملات اخیر ایران از مدار خارج شده و انتظار می رود برای چند سال غیرفعال بماند. این تحول، مستقیماً بر تولید تراشه ها و کارآیی زیرساخت های پردازشی اثر می گذارد.
همزمان، وابستگی شدید اقتصادهای شرق آسیا به انرژی خلیج فارس نیز بحران را تشدید کرده است. کشورهایی مانند تایوان و کره جنوبی که در قلب زنجیره تولید تراشه قرار دارند، حال با دو چالش همزمان، یعنی اختلال در واردات گاز طبیعی مایع و کمبود مواد اولیه حیاتی مواجهند. شرکت هایی مانند «TSMC»، «SK Hynix» و «Samsung» نیز از این شوک بی نصیب نمانده و کاهش ارزش سهام را تجربه کرده اند.
در سطح کلان تر، این بحران مسیر گذار به انرژی های پاک را نیز با چالش مواجه کرده است. بر همین اساس، تولید باتری های مورد نیاز خودرو های برقی به مواد معدنی وابسته است که خود تحت تأثیر اختلال در هرمز قرار دارند. در چنین شرایطی، مکانیسم تعدیل بازار نه از راه تنوع بخشی، بلکه از مسیر افزایش قیمتها عمل می کند؛ روندی که بطور مستقیم به افزایش هزینه های تولید و مصرف در سطح جهانی منجر می شود.
در نهایت، چنین پیداست که انسداد تنگه هرمز بعنوان یک نقطه فشار ژئوپلیتیک، همزمان امنیت غذایی، اقتصادی، محیط زیست و ملی را تحت تأثیر قرار داده است. این دست تحولات نشان داده است که در نظم جدید جهانی، کنترل گلوگاه های حیاتی نه تنها ابزار فشار سیاسی، بلکه عاملی تعیین کننده در تعریف مجدد توازن قدرت در اقتصاد دیجیتال و صنعتی جهان است. حرف آخر اینکه این حقیقت نشان داده است که جنگ، به طور همزمان هم مصرف کننده و هم مختل کننده زنجیره تأمین خود است. با وجود این، تدابیر اتخاذ شده چندان موفق نبوده است.
منبع: neopedia.ir
این مطلب نئوپدیا را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب