NeoPedia

بی توجهی به ابعاد اجتماعی مسکن چطور منابع ملی را هرز می دهد؟

بی توجهی به ابعاد اجتماعی مسکن چطور منابع ملی را هرز می دهد؟

نئوپدیا: پژوهشگران کشور با طرح این پرسش که چگونه بی توجهی به ابعاد اجتماعی مسکن، منابع ملی را هرز می دهد، طی مطالعه ای با تاکید بر الزامات اجتماعی سیاست های مسکن و تشریح واقعیت هایی از تجریه سیاست های مسکن در دو دهه اخیر، برای سیاست گذاری های آتی پیشنهاداتی ارائه کردند.


به گزارش نئوپدیا به نقل از ایسنا، بخش عمده سیاست های مسکن در ضمن دو دهه اخیر معطوف به افزایش عرضه بوسیله بازسازی بافت های فرسوده شهری و پروژه های مسکن مهر بوده است. نسبت قابل توجهی از مساکن تولید شده در قالب مسکن مهر خالی از سکنه و نیمه تمام رها شده یا قسمتی از مساکن عرضه شده در قالب سیاست بازآفرینی محلات فرسوده، به افراد خارج از گروههای هدف تعلق گرفته و سبب جابجایی های قابل توجه در ساکنان این محلات شده است. بطوریکه به موازات ساخت مساکن جدید در محلات هدف نوسازی، مستاجران و ساکنان فقیرتر، به سایر نواحی ارزان تر و حاشیه ای و اندک ساکنان متمول و با سابقه، به محلات برخوردارتر شهر نقل مکان کرده اند.
حاصل کار گسترش سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه ای، بی هویت کردن محلات موجود و ساخت محلات بی هویت تر مساکن مهر شده که در بیشتر شهرهای بزرگ، خارج از جریان اصلی عرضه و تقاضا و بی تاثیر در قیمت مسکن، به مساکن موقت و هسته های لطمه زا تبدیل گشته اند؛ به عبارت دیگر پاک کردن صورت مسئله جای حل مسئله. یعنی تامین مسکن موقت برای گروههای غیر هدف و انتقال فرسودگی به نواحی دیگر و تخریب ساخت اجتماعی محلات موجود بجای تامین و کنترل بازار مسکن و احیاء محلات فرسوده که به قیمت هرز منابع ملی حاصل شده است.
بر اساس پژوهش های صورت گرفته، دلیل عمده این مسائل، بی توجهی به ابعاد اجتماعی بازسازی محلات موجود و سکونتگاه های جدید است. یعنی ساختن مسکن، بدون رعایت الزامات آن؛ سیاستی که سال ها پیش در خیلی از کشورها با هدف ایجاد محلاتی با کیفیت برای پرورش نسل های آتی و جلوگیری از هرز منابع به کناری گذاشته شد.
در مطالعاتی که توسط نقی عسگری، استادیار پژوهش پژوهشکده علوم توسعه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی در حوزه «تجربه مسکن مهر و بازسازی بافتهای فرسوده» صورت گرفته، به واقعیت هایی از تجربه سیاستهای مسکن در دو دهه اخیر که تاییدکننده فرضیه فوق است، اشاره و پیشنهاداتی برای سیاست گذاری های آتی ارائه شده است.
آپارتمان های خالی از سکنه
به رغم اتمام واحدهای مسکونی در پروژه های مسکن مهر، برای مثال در مساکن مهر استان البرز بین ۳۵ تا ۴۸ درصد واحدها خالی هستند. سیاست های تنبیهی مالیاتی، راهکار تجربه شده برای مقابله با این مسئله و افزایش عرضه واقعی مسکن می باشد.
مساکن موقت و سکونتگاه های بی هویت
محلات مسکن مهر مجموعه هایی کم هویت و بی هویتی هستند که تمایل بالای ساکنان برای ترک، آنها را به مساکن موقت تبدیل نموده است. برای مثال از جانب ساکنان در محلات مسکن مهر البرز تمایل به ترک محله در نخستین فرصت، بین ۶۳ تا ۸۲ درصد عنوان شده است.
برنامه های حمایتی در جهت افزایش ضریب سکونت و دوره سکونت، پشتیبانی از مستاجرین و معماری های بوم آورد همچون راهکارهای آزمایش شده در حوزه ارتقاء هویت سکونتگاه هاست.
متراکم کردن محلات متراکم –نوسازی محلات فرسوده از محل منابع نداشته آنها
تراکم جمعیتی در مناطق فرسوده شهرها بیشتر از سایر نواحی شهر است، بطورمثال در دو محله فرسوده تهران (شبیری-جی و شمشیری) تراکم ۳۸۶ و ۲۹۱ نفر در هکتار در مقابل متوسط ۱۰۰ نفر در کل شهر است که از نظر ۷۵ درصد ساکنان نیز میزان تراکم جمعیت در محله زیاد و یا خیلی زیاد عنوان شده است. در صورتیکه برنامه نوسازی اساساً برمبنای افزایش تراکم و اعطای تراکم های تشویقی صورت می گیرد؛ یعنی ایجاد انگیزه اقتصادی و نوسازی با بهره گیری از منابع نداشته محلات (ظرفیت افزایش تراکم). اثرات منفی متراکم تر کردن محلات بر حسن شهرت محلات، افزایش ناهنجاری های اجتماعی و غیرقابل سکونت کردن آنها روشن است.
انتقال حق تراکم به سایر نواحی شهر همچون راهکارهای موفق دراین زمینه است.
سهم بالای جابجایی جمعیت
با ساخت وسازهای امروزی تر، افزایش تراکم و افزایش شدید قیمت مسکن در محلات هدف نوسازی، هم سهم تازه واردان (به دلیل مهاجرت و تغییرات قیمتی در محلات بالاتر) به محلات نوسازی شده و هم مستاجران سنتی این محلات که دیگر استطاعت تامین اجاره بها و سایر هزینه های سکونت در این محلات را ندارند، بالا رفته است. برای مثال در محلات بررسی شده در تهران، سهم ساکنان جدیدالورود (با سابقه سکونت کمتر از ۷ سال) بیش از ۴۰ و نرخ سالانه خروج از محله تا ۱۴ درصد است. جابجایی جمعیت اگر بیش از ۵ درصد در یک سکونتگاه باشد، نشانه معضلی است.
اعطای تدریجی مالکیت عرصه در پروژه های مسکن مهر و کنترل تراکم به موازات افزایش امکانات رفاهی در محلات هدف نوسازی می تواند همچون راه حل ها دراین زمینه باشد.
بیکاری بسیار بالا و نبود برنامه
نرخ بیکاری هم در محلات هدف نوسازی و هم در محلات مسکن مهر بسیار بالاست (بیش از ۳۰ درصد). اما میزان اشتغال مستقیم به وجود آمده از برنامه نوسازی و پروژه های مسکن مهر برای ساکنان در سطح بسیار نازل (کمتر از۲درصد) است. همین طور محلات مسکن مهر ماهیت خوابگاهی دارند. بطورمثال در محلات مسکن مهر استان البرز محل اشتغال حدود ۸۲ ساکنان در فاصله بیش از ۵ کیلومتر است.
اما سیاست نوسازی و مسکن مهر تقریباً هیچگونه برنامه ای برای ایجاد اشتغال، نهادسازی برای ایجاد اشتغال و یا تامین فضا برای کسب وکارها نداشته است.
فقر بسیار بالا و سکوت برنامه
فقر هم در محلات هدف نوسازی و هم در محلات مسکن مهر گسترده و بحرانی است (شاخص فقر درآمدی حدود ۷۵ درصد و فقر نسبی حدود ۹۰ درصد). در مساکن مهر پدیده تمرکز افرادی که در سالهای قبل تجربه ورشکستگی داشته اند نیز دیده می شود (بین ۳۳ تا ۴۵ درصد ساکنان).
اما سیاست نوسازی و مسکن مهر هیچگونه برنامه ای برای آموزش، توانمند کردن و ارتقاء منابع درآمدی ساکنان ندارد.
فقط مسکن می سازیم
با وجود کیفیت پایین ساخت وساز در پروژه های مسکن مهر، این گفته تا حد زیادی درست است که فقط خانه می سازیم، چونکه این پروژه ها به رغم گذشت بیش از ۵ سال از افتتاح، با کمبود شدید امکانات رفاهی و اجتماعی مواجهند. دسترسی به حمل و نقل عمومی، کمبود شدید امکانات آموزشی، تفریحی، ورزشی (سرانه زیر ۰.۱۲ مترمربع در مقابل استاندارد ۱ تا ۱.۵مترمربع) و نداشتن برنامه حمایتی برای در دسترس سازی امکانات موجود برای تمامی اهالی باتوجه به استطاعت ایشان، کمبود بسیار شدید فضای باز عمومی و حتی کمبود در حوزه امکانات مذهبی (سرانه زیر ۰.۰۷ مترمربع در مقابل استاندارد ۰.۳ تا ۰.۵ مترمربع) برای جمعیت موجود، سبب وضعیت بسیار نامناسب در محلات مسکن مهر شده است. این وضعیت کم و بیش در محلات نوسازی شده نیز به همین منوال است.




منبع:

1400/11/14
13:06:59
5.0 / 5
458
این مطلب نئوپدیا را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۴
NeoPedia